السيد الطباطبائي

47

شيعه در اسلام ( طبع جديد ) ( فارسى )

حسن بن على را فاسد كرده بالاخره حسن‌بن‌على را مجبور نمود كه به عنوان صلح خلافت را به وى واگذار كند و حسن بن على نيز خلافت را به اين شرط كه پس از درگذشت معاويه ، به وى برگردد و به شيعيان وى تعرض نشود ، به معاويه واگذار نمود . « 1 » در سال چهل هجرى معاويه بر خلافت اسلامى استيلا يافت و بلافاصله به عراق آمده در سخنرانى كه كرده به مردم اخطار نموده گفت : « من با شما سَرِ نماز و روزه نمىجنگيدم بلكه مىخواستم بر شما حكومت كنم و به مقصود خود رسيدم . « 2 » » و نيز گفت : « پيمانى كه با حسن بستم لغو و زير پاى من است . » « 3 » معاويه با اين سخن اشاره مىكرد كه سياست را از ديانت جدا خواهد كرد و نسبت به مقررات دينى ضمانتى نخواهد داشت و همه نيروى خود را در زنده نگهداشتن حكومت خود به كار خواهد بست . البته روشن است كه چنين حكومتى سلطنت و پادشاهى است نه خلافت و جانشينى پيغمبر خدا . از اين‌جا بودكه بعضى از كسانى كه به حضور وى بار يافتند به عنوان پادشاهى سلامش دادند « 4 » و خودش نيز در برخى از مجالس خصوصى ، از حكومت خود با ملك و پادشاهى تعبير مىكرد ؛ « 5 » اگر چه در ملأ عام خود را خليفه معرفى مىنمود . البته پادشاهى كه بر پايه زور استوار باشد وراثت را به دنبال خود دارد و بالاخره نيز به نيت خود جامه عمل پوشانيد و پسر خود يزيد كه جوانى بى بند و بار بود و

--> ( 1 ) . تاريخ يعقوبى ، ج 2 ، ص 191 و ساير تواريخ ( 2 ) ابن ابىالحديد ، ج 4 ، ص 160 ؛ تاريخ طبرى ، ج 4 ، ص 124 و ابن‌اثير ، الكامل ، ج 3 ، ص 203 ( 3 ) همان مدارك ( 4 ) تاريخ يعقوبى ، ج 2 ، ص 193 ( 5 ) همان ، ص 202